
کانون زبان پارسی
مکانی مناسب برای برگزاری نشست های فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری و سمینارهای آموزشی با امکان برپایی نمایشگاه در گالری.
بنیاد دکتر محمود افشار، موقوفهای است عام که هدف اساسی و منظور اصلی از بنیان نهادن آن توسط واقف، تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی در ایران میباشد.
تاریخچه بنیاد
دکتر محمود افشار یزدی (۱۳۶۲ – ۱۲۷۲ شمسی)، واقف و بنیانگذار بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، هسته نخستین این بنیاد را با وقف دائمی و ابدی بخش اعظمی از املاک و مستغلات و اندوختههای مالی خویش در سال ۱۳۳۷ شمسی تشکیل داد و تا سال ۱۳۴۱ جمعا در پنج وقفنامه به آن افزود.
سرپرستی بنیاد در زمان حیات با شخص واقف بود و بعد از وی به موجب وقفنامه با شورای تولیتی است متشکل از پنج تن از مقامات کشوری (رئیس مجلس شورا، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر بهداشت، وزیر آموزش و پرورش و رئیس دانشگاه تهران، یا معاونان اول هر یک از این پنج مقام) که به آنان متولی مقامی گفته میشود. دیگر اعضاء شورا را متولیان منصوص (متولیانی که صریحا از طرف واقف تعیین شدهاند) و متولیان منسوب تشکیل میدهند (جمعا شش نفر) که با در نظر گرفتن گذر زمان و درگذشت تعدادی از آنان، بر اساس مواد وقفنامه جانشینان آنها تعیین و حداقل سالی دو بار در بنیاد برای رسیدگی به امور موقوفات، تأمین نظرهای واقف و اجرای دستور وقفنامه، توجه به گزارش بازرسان و سایر مطالب مرتبط تشکیل جلسه میدهند.
با درگذشت واقف در سال ۱۳۶۲ شورای تولیت به ترتیبی که در صدر آمد، تشکیل میشود که مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی به عنوان اولین رئیس شورای تولیت اداره بنیاد را بر عهده میگیرد و پس از ایشان به پیشنهاد استاد ایرج افشار (سرپرست عالی موقوفات)، آیتالله دکتر سید مصطفی محققداماد از دهه هفتاد شمسی تا کنون ریاست شورای مذکور را عهدهدار است.
شورای تولیت از میان خود یا از غیر، پنج نفر را به عنوان هیئت مدیره برای مدت سه سال انتخاب و معین مینماید (رئیس، نائب رئیس، مدیرعامل، خزانهدار و دبیر) که بنیاد موقوفات را اداره میکنند.
واقف برای اهداف والای فرهنگی خود تاسیس مراکزی را پیش بینی کرده است از جمله، ایجاد کتابخانه و قرائتخانه، نشر مجله آینده که واقف به دفعات علاقه وافر خود را به انتشار این مجله ابراز داشته است.
فرهنگستان زبان فارسی که بر اساس قراردادی در ۱۳۸۰ شمسی با دانشگاه تهران برای استقرار لغتنامه علامه علیاکبر دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی برای دانشجویان و علاقهمندان دیگر کشورها به یادگیری زبان فارسی ایجاد شده است.
نشر کتاب در زمینههای لغت و دستور و ادبیات فارسی، جغرافیای تاریخی و تاریخ ایران از اهداف اصلی و عمده واقف است.
بنیاد (انتشارات دکتر محمود افشار) تا ۱۳۶۲ شمسی (سال درگذشت واقف) حدود ۱۵ عنوان کتاب منتشر کرد. از آن سال تا این زمان بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب در همان موضوعات منتشر شده است. انتخاب کتاب را برای چاپ، هیئتی از کتابشناسان و استادان خبره بر عهده دارند.
طبق خواسته واقف هر سال به یک ایرانشناس غیر ایرانی یا دانشمند ایرانی جایزه ویژه «ادبی و تاریخی» اهدا میشود.
برای عمل به نیات واقف و تامین هزینههای بنیاد، از محل عواید اجاره رقبات و حسابهای بانکی استفاده میگردد.
مقدمه وقفنامه بهقلم واقف
این مقدمه را برای وقفنامه های خود می نگارم تا هدف اساسی و منظور اصلی را از بنیاد نهادن موقوفه ها بیان کنم. در ضمن می خواهم برخی از آرزوها و امیدهای خود را که بایسته نبود درون مواد بگنجانم در اینجا شرح دهم، تا اگر متولیان بعد از من شایسته بدانند، یعنی اوضاع و احوال روزگار خودشان بگذارد و لازم بشمارند، در حدود مواد همین وقفنامه ها در دستور کار این موقوفات قرار دهند. کوشش شده است که جهات شرعی، عرفی و قانونی، از کردنی و ناکردنی، تاآنجاکه پیش بینی شده رعایت گردد و احتمال اشکال یا اشکال تراشی که متأسفانه در کشور ما بسیار رایج است، کم شود.
اگرچه ماده ای بیش از اندازه کشیده و تفسیر شده به قصد این بوده است که هیچ گاه سوء تعبیر نشود. بااین همه، بیان بعضی توضیحات را که سزاوار نبود در متن یا مقدمه نگاشته شود در پایان وقف نامه یا آیین نامه های مربوط می آورم.
هرگاه میان یکی از ماده ها یا مجموع آن ها با یکی از توضیحات مقدمه یا موخره و آیین نامه ها یا همه آن ها تعارضی دیده شود، بدیهی است که درست و اصیل همان است که در مواد وقف نامه ها می باشد و اگر تفسیری لازم داشته باشد هر زمان با متولیان همان عصر است که طبق مقررات بنیادنامه همین اوقاف، شورای آنان تصمیم می گیرد.
مقصود دیگر از نگارش این مقدمه آن است که از یک سو نیک خواهان را به نیکوکاری تشویق و راهنمایی کنم و از سوی دیگر دولت را با وضع قوانین و مقررات سودمند مربوط به وقف و حسن اجرای آن ها برای پیشرفت همین منظور کمک بگیرم.
از خوانندگان محترم درخواست دارم که مقدمه را چیز زائد و خواندن آن را کار باطلی ندانند. در وقت فارغ و با حوصله تمام این را و وقفنامه ها را بخوانند و از درازی آن ها ناخوانده اظهار خستگی نکنند. شاید یک از ده منظورهایی که هست در یک از هزار خوانندگان اثر داشته باشد.
سبب بنیاد نهادن این موقوفات
دیری است که نگارنده را عقیده بر این است که هرکس باید به اندازه توانایی و در زمان زنده بودن خود یا دستِ کم به صورت وصیت و برای آینده کارهای نیکی بکند و شالوده های نیکوکاری بریزد که خیر و سود جامعه در آن ها باشد. این پی ریزی و انجام کار نیک را همه کسان در حدود گشایش مالی و درازی آرزو و امید و نیروی همت و کوشش خود می توانند بکنند.
دی ۱۳۳۷
فصل اول: املاک و رقبات موقوفه
ماده ۱: بعد از مقدمه در تاریخ یازدهم دیماه ۱۳۳۷ نویسنده این سطور، دکتر محمود افشار، دارای شناسامه ۱۱۹۳۳ از بخش سه تهران، فرزند مرحوم محمدصادق افشار یزدی ساکن تجریش، باغ فردوس، املاک و رقبات زیر را برای صرف در امور خیر بهشرح مواد این دستورنامه وقف ابدی و دائمی نمود و صیغه وقف از ایجاب و قبول جاری ساخت. چون خود واقف نخستین متولی این موقوفات است
فصل دوم: تولیت و اداره امور موقوفات
ماده ۲: تولیت این موقوفات برای مدت عمر با واقف است. هیچکس یا مقامی را در این مدت از زمان حق مداخله و اعمال نظارت نیست مگر طبق همین وقفنامه. پس از درگذشتن واقف یازده نفر اشخاص و صاحبان مقامهای رسمی نامبرده زیر یا افرادی که بهموجب همین وقفنامه معَین میشوند مجتمعاً متولی میباشند و بهنام شورای تولیت امور موقوفات را زیر نظر خواهند داشت.
طبق مدلول قسمت اول ماده ۸۳ قانون مدنی تولیت قابل تفویض به غیر نیست، مگر از طرف متولی مقامی به معاون رسمی خود به شرح تبصره اول از ماده دوم.
پنج نفر صاحبان مقام رسمی: رئیس مجلس سنا (در صورت تعطیل همیشگی یا طولانی آن، رئیس مجلس شورای ملی)، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر فرهنگ، وزیر بهداری، رئیس دانشگاه تهران (که متولیان مقامی نامیده میشوند) و چهارنفر از دوستان ارجمند و عزیزم برای مدت عمر (که متولیان منصوص نامیده میشوند)؛ اسامی سه نفر آنها که اکنون معین شدهاند بهترتیب الفبا چنین است: جناب آقای سناتور حبیبالله آموزگار (وزیر سابق فرهنگ)، جناب آقای اللهیار صالح (وزیر سابق دارایی، دادگستری و کشور) و جناب آقای دکتر محمدعلی هدایتی (وزیر دادگستری کنونی) که همگی پذیرفته اند، و یک نفر دیگر که هرگاه مادامالحیات یا به موجب وصیت از طرف واقف معین نگردید شورای تولیت طبق ماده ۱۴ همین وقفنامه او را معین مینمایند و دونفر از فرزندان واقف برای مدت عمر، یکی ایرج افشار است و نفر دیگر را، اگر زمان حیات یا به موجب وصیتنامه از طرف واقف معین نشود، شورای متولیان طبق مواد ۱۳ و ۱۴ انتخاب مینمایند.
ماده ۱: در تاریخ نهم بهمن ماه یکهزار و سیصد و سی و هفت هجری شمسی نویسنده این سطور، دکتر محمود افشار، دارای شناسنامه شماره یازده هزار و نهصد و سی و سه از بخش سه تهران فرزند مرحوم محمدصادق افشار یزدی، بهمنظور افزایش موقوفات موضوع وقفنامه شماره ۳۳۶۵۶- مورخ یازدهم دیماه ۱۳۳۷ تنظیمی در دفترخانه پنجاه و پنج تهران املاک و رقبات وصف شده زیر را برای صرف در امور خیریه طبق مواد و دستور وقفنامه نامبرده وقف ابدی و دائمی نموده و صیغه وقف از ایجاب و قبول جاری ساخت. چون خود واقف نخستین متولی این موقوفات است به همین عنوان آنها را به تصرف آورد و قبض و اقباض به عمل آمد. چون طبق وقفنامه نامبرده عده رقبات وقفشده نوزده فقره شد، اکنون نیز که پنج مورد دیگر بر آنها افزوده میشود شماره اسناد و رقبات را با ذکر ناحیه به طور مسلسل در دنباله شماره های پیش مینگارد.
تبصره: کلیه حقوق و دعاوی و بقایا و مطالبات تا این تاریخ مربوط به رقبات مورد وقف متعلق به موقوفات است و حفظ و صیانت و تعقیب و استیفای آنها به عهده متولی خواهد بود.
ماده ۲: تولیت این موقوفات نیز مانند موارد وقف شده سابق و به شرح همان وقفنامه در زمان حیات با واقف و پس از درگذشتن او با یازده نفر اشخاص و صاحبان مقامهای رسمی نامبرده زیر میباشد:
رئیس مجلس سنا (در صورت تعطیل همیشگی یا طولانی آن رئیس مجلس شورای ملی)، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر فرهنگ، وزیر بهداری و رئیس دانشگاه تهران (که متولیان مقامی نامیده میشوند) و چهارنفر از دوستان ارجمند و عزیزم برای مدت عمر (که متولیان منصوص نامیده شدهاند) به شرح زیر:
جناب آقای سناتور حبیبالله آموزگار (وزیر پیشین فرهنگ)، جناب آقای اللهیار صالح (وزیر پیشین دارایی و دادگستری و کشور)، جناب آقای دکتر محمدعلی هدایتی (وزیر کنونی دادگستری) که همگی سمت تولیت را پذیرفتهاند و یک نفر دیگر که هرگاه مادامالحیات یا به موجب وصیتنامه از طرف واقف معین نگردید، سایر متولیان او را طبق ماده ۱۴ وقفنامه سابق انتخاب مینمایند، و دو نفر از فرزندان واقف برای مدت عمر، که یکی ایرج افشار است، و نفر دیگر را اگر زمان حیات یا به موجب وصیتنامه از طرف واقف معین نشود، شورای متولیان طبق مواد ۱۳ و ۱۴ وقفنامه پیشین انتخاب مینمایند.
ماده ۳: کلیه مواد وقفنامه مورخ یازدهم دیماه هزار و سیصد و سی و هفت از تولیت و مصرف و غیره نسبت به این رقبات معتبر و جاری است و چنان میباشد که تمام آن مواد در این وقفنامه گنجانیده شده است.
ماده ۴ و پایان: این وقفنامه دوم در چهار ماده و یک تبصره است و پیوست وقفنامه سابق میباشد.
به تاریخ دوازدهم بهمن ماه ۱۳۳۷
برابر با بیست و دوم شهر رجبالمرجب ۱۳۷۸ قمری
دکتر افشار
ماده ۱: در تاریخ بیست و یکم تیرماه هزار و سیصد و سی و هشت هجری شمسی نویسنده این سطور، دکتر محمود افشار، دارای شناسنامه شماره یازده هزار و نهصد و سی و سه از بخش سه تهران، فرزند مرحوم محمدصادق افشار یزدی در تعقیب وقفنامه های شماره ۳۳۶۵۶ مورخ یازدهم دیماه ۱۳۳۷ و شماره ۳۳۹۹۹ مورخ نهم بهمنماه ۱۳۳۷ تنظیمی در دفترخانه پنجاه و پنج تهران، املاک و رقبههای وصفشده زیر را برای مصرف در امور خیر عامّه، طبق مواد دستور وقفنامه اول، وقف ابدی و دائمی نمود. چون خود واقف نخستین متولی این موقوفات است بههمین عنوان آنها را به تصرف آورد و قبض و اقباض به عمل آمد.
ماده ۲: تولیت این موقوفات نیز (بهاستثنای آب طزرجان یزد که با وزارت فرهنگ است) مانند موارد وقفشده سابق و بهشرح وقفنامه اول در زمان حیات با واقف و پس از درگذشتن با یازده نفر کسان منصوص و دارندگان مقامهای نامبرده زیر میباشد:
رئیس مجلس سنا (در صورت تعطیل همیشگی یا طولانی آن رئیس مجلس شورای ملی)، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر فرهنگ، وزیر بهداری، رئیس دانشگاه تهران (که متولیان مقامی نامیده میشوند) و چهار نفر از دوستان ارجمند و عزیزم برای مدت عمر (که متولیان منصوص نامیده شدهاند) بهشرح زیر:
جناب آقای سناتور حبیبالله آموزگار، جناب آقای اللهیار صالح، جناب آقای دکتر محمدعلی هدایتی (که همگی سمت تولیت را کتباً پذیرفتهاند و پذیرشنامه آنان پیوست همین وقفنامه میباشد) و یک نفر دیگر که هرگاه زمان حیات یا بهموجب وصیتنامه از طرف واقف معیّن نشود شورای تولیت طبق ماده ۱۴ وقفنامه اول انتخاب مینماید و دونفر از فرزندان واقف برای مدت عمر، یکی ایرج افشار است و نفر دیگر را اگر زمان حیات یا بهموجب وصیت از طرف واقف معیّن نشود شورای تولیت طبق مواد ۱۳ و ۱۴ وقفنامه پیشین انتخاب مینمایند.
تبصره: نسبت به انتخاب اخلاف واقف مندرج در ماده ۱۳ وقفنامه اول واقف را مطلقاً نظری به مفهومهای (نسلاً بعد نسل) و (ذکور از ذکور) نبوده، بلکه شورای متولیان کمال آزادی را در انتخاب افرادی از خانواده واقف دارند که صلاحیت و علاقهمندی آنان در نظرشان محرز باشد.
ماده ۳: در صورت تعطیل یا انحلال یک یا چند از مقامهای نامبرده بالا یا فوت یک یا چند نفر از متولیان منصوص و دیگر علتهای موجّه قانونی و عدم تعیین جانشین آنان شورای تولیت با بقیه عده انجام وظیفه مینماید. در این صورت هم هیچگاه اکثریت آراء از چهار نفر نباید کمتر باشد.
ماده ۴: کلیه مواد وقفنامه مورخ یازدهم دیماه ۱۳۳۷ از تولیت و مصرف و غیره نسبت به این وقفنامه و رقبات معتبر و جاری میباشد و چنان است که تمام آن مواد در این وقفنامه گنجانیده شده است.
ماده ۵: رقبات مورد اسناد ثبتی ۱۷ و ۱۸ و فقره ۱۹ از وقفنامه نوشته یازدهم دیماه ۱۳۳۷ و فقره ۲۷ این وقفنامه که به تولیت وزارت فرهنگ برقرار گردیده، بهموجب همین ماده از طرف واقف به تصرف وزارت فرهنگ داده میشود که از خانه و باغ نامبرده دبستانی بهنام مرحوم محمد افشار، برادر عزیزم، دائر نمایند.
ماده ۶: برای بیدرآمد نماندن سه قطعۀ زمین درۀ قشلاق شمیران به شمارههای ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ مذکور در وقفنامه دوم که بایر است، بهعلاوه سه اطاقی که فعلاً تا اتمام ساختمان نو (در موقوفات تازه) در باغ موقوفات که برای سکونت خودم به قصد اداره امور موقوفات از نزدیک لازم است، هر ماهه مبلغ بیست هزار ریال از طرف واقف به صندوق موقوفات ریخته میشود.
ماده ۷: نظر به اینکه پس از وقف کردن تمام باغها و عمارتهای مسکونی لزوم داشتن محلی برای خودم در داخل موقوفات برای اداره امور و سرپرستی آنها از نزدیک ضرورت داشت و اعتباری برای چنین ساختمانی موجود نبود، از سرمایه خود مبلغ یک میلیون ریال بهعنوان اعانت به وقف به مصرف این ساختمان رسانیدم و آن را نیز مانند دیگر ساختمانهای واقع در باغهای موقوفه وقف کردم و خود بهعنوان متولی موقوفه قبض و تصرف کردم. پس از این اگر حقوق مدیرعامل موقوفات مساوی با درآمد این ساختمان باشد، میتواند بهجای حقوق در آن سکونت کند. اگر اضافه یا کسری دارد باید اضافه را به حساب درآمد موقوفات منظور و کسری را از درآمد موقوفات دریافت نماید. هم ممکن است در صورتی که شورای تولیت صلاح دانند این عمارت برای تکمیل بنگاههای وابسته بهکار آید، در هیچ حال نباید برای استفاده بلاعوض اشخاص بهکار رود.
ماده ۸: حساب جاری که در بانک بیمه ایران باز شده به شماره ۴۶۴۷ میباشد.
ماده ۹ و پایان: این وقفنامه در نه ماده و یک تبصره تنظیم شده و پیوست وقفنامه سابق میباشد، و حقالثبت به مأخذ چهارصد هزار ریال دریافت شده است.
ملاحظه: عطف به ملاحظه مندرج در انتهای وقفنامه اول اینک که اصل سند مالکیت باغچه خانه طزرجان یزد رسیده است ثبت انتقال در ورقه مالکیت آن نیز منعکس گردید.
به تاریخ سیزدهم مرداد ۱۳۳۸
برابر با بیست و نهم شهر محرم ۱۳۷۹ قمری
دکتر افشار
ماده ۱: در تاریخ شانزدهم خرداد ۱۳۴۰ شمسی نویسنده این سطور، دکتر محمود افشار، دارای شناسنامه شماره یازده هزار و نهصد و سی و سه صادره از بخش سۀ تهران، فرزند مرحوم محمدصادق افشار یزدی پیرو وقفنامههای شماره ۳۳۶۵۶ مورخ یازدهم دیماه ۱۳۳۷ و شماره ۳۳۹۹۹ مورخ نهم بهمن ماه ۱۳۳۷ و شماره ۳۵۹۶۸ مورخ بیستویکم تیرماه ۱۳۳۸ تنظیمی در دفترخانه پنجاه و پنج تهران، املاک و رقبههای وصفشده زیر را برای مصرف در امور خیر عامّه طبق مواد و دستور وقفنامههای سهگانه و این وقفنامۀ چهارم وقف ابدی و دائمی نمود.
چون خود واقف نخستین متولی این موقوفات است به همین عنوان آنها را به تصرف آورد و قبض و اقباض بهعمل آمد.
نظر به اینکه در وقفنامههای نامبرده شماره رقبات وقفشده در ناحیههای مختلف جمعاً بیستوهفت مورد است، اکنون نیز چند فقره بر آنها افزوده میشود. شمارش اسناد و رقبات را با ذکر ناحیه بهطور مسلسل در دنباله شمارههای پیش میآورد. موارد جدید طبق این وقفنامه سه فقره است که واقع در ناحیه دوازده (شهرری) مبارکآباد بهشتی میباشد. [۱]
ماده ۲: تولیت این موقوفات نیز مانند موارد وقفشده پیش در زمان حیات با واقف و پس از درگذشتن با یازده نفر کسان منصوص و دارندگان مقامهای نامبرده زیر میباشد.
رئیس مجلس سنا (در صورت تعطیل همیشگی یا طولانی آن رئیس مجلس شورای ملی)، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر فرهنگ، وزیر بهداری و رئیس دانشگاه تهران (که متولیان مقامی نامیده میشوند) و چهار نفر منصوص برای مدت عمر که سه تن از آنان به ترتیب حروف الفباء که بهشرح زیر میباشند و نفر چهارم طبق دستور وقفنامه اول معیّن خواهد گردید، جناب آقای حبیبالله آموزگار، جناب آقای اللهیّار صالح، جناب آقای دکتر محمدعلی هدایتی، و دونفر از فرزندان واقف ایرج و نادر افشار.
تبصره: در صورت انحلال یا تعطیل هر دو مجلس کسی که در غیاب مجلس شورای ملی قائممقام رئیس است برای اداره امور آن در شورای تولیت نیز شرکت مینماید.
ماده ۳: کلیه دستورهای وقفنامههای سهگانه نامبرده نسبت به این رقبات نیز معتبر و جاری میباشد و چنان است که در این وقفنامه نوشته شده باشد.
ماده ۴: وقف رقبات جدید بهمنظور این است که در آینده بیمارستان و دبستان روستایی در آنها ساخته گردد و برای این منظور باید کمک و همکاری وزارت بهداری و وزارت فرهنگ و کسانی که ممکن است با هدفهای این موقوفات موافق باشند خواسته شود.
ماده ۵: با توجه به مواد ششم و هفتم وقفنامه سوم مورخ ۲۱ تیر ۱۳۳۸ نظر به اینکه ساختمان مخصوصی که برای سکونت خودم بهعنوان متولی در عین موقوفات ضرورت داشت و پیشبینی شده بود پرداخته گردید و از شهریور ۱۳۳۹ در آن استقرار یافتم، از آن تاریخ به بعد ماهی بیست هزار ریال اجرتالمثل توقفگاه خود به حساب موقوفات ریخته میشود.
ماده ۶: در مواد ۳۷ و ۳۹ وقفنامه اول اشاره شده بود که با گذشت زمان هرگاه عایدات موقوفات اجازه دهد، مدرسه ملی علوم اجتماعی و سیاسی و آکادمی ملّی زبان و ادبیات فارسی و تاریخ و فرهنگ ایران و همچنین عمارتی برای کتابخانه و قرائتخانه در محل موقوفات ساخته میشود، نظر به اینکه محل ساخته بزرگ و مناسبی که کفایت هر سه منظور یعنی مدرسه، فرهنگستان و کتابخانه را فعلاً مینماید از دارایی خود خریده و بهموجب وقفنامه سوم وقف نمودهام، برای این سه منظور تخصیص داده میشود.
ماده ۷ و پایان: این وقفنامه در هفت ماده و یک تبصره تنظیم شده و پیوست سه وقفنامۀ پیش میباشد و حقالثبت به مأخذ چهارصد هزار ریال دریافت شده است.
تاریخ شانزدهم خردادماه ۱۳۴۰
برابر با بیست و دوم شهر ذیحجّه ۱۳۸۰ قمری
دکتر افشار
آقای دکتر منوچهر ستوده استاد بازنشسته تاریخ دانشگاه تهران در تاریخ هشتم آذرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و دو شمسی برابر چهارم شوال یکهزار و چهارصد و بیست و چهار قمری معادل بیستونهم نوامبر دو هزار و سه میلادی طی وقفنامه رسمی شماره تنظیمشده در دفتر اسناد رسمی ۲۵ تهران، شش دانگ عرصه و اعیان و اشجار باغ دههکتاری (بهمساحت ۹۴۹۸۸ مترمربع پلاک شماره ۸۱ فرعی از پلاک ۳۷۱ اصلی واقع در قریه گلور دهستان کلارآباد بخش دو شهرستان تنکابن (شهسوار) با کلیه ملحقات شرعیه و عرفیه را بدون استثناء و بهانضمام جریانهای آب و برق و گاز جاری و منصوب (در صورت وجود) و کلیه اسباب و اثاثیه موجود در مستحدثه آن را وقف موبّد شرعی و حبس مخلد قانونی نمودند تا از عواید مورد وقف الیالابد برای منظورهای فرهنگی مصرح در وقفنامه و ایضاً و عیناً برای همان مقاصد و اهداف فرهنگی و علمی و بهداشتی و پرورشی موقوفات دکتر محمود افشار که کلاً در «پنج وقفنامه» مندرج است صرف و هزینه گردد.
بدیهی است تولیت و اداره این موقوفه مادامالحیات برعهده جناب آقای دکتر منوچهر ستوده خواهد بود و پس از آن زمان شورای تولیت موقوفات دکتر محمود افشار بلافاصله تولیت را برعهده خواهد گرفت. نحوه اقدام شورا و نیز اداره و تمشیت امور اجرایی موقوفه در تمامی جهات به همان نحو و کیفیتی خواهد بود که در وقفنامههای دکتر محمود افشار مندرج است. مناسب است یادآور شود که آقای دکتر منوچهر ستوده بهمناسبت خدمات پژوهشی خود که مطابق با اهداف واقف این موقوفه بوده است دریافتکننده هشتمین جائزه تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار شدهاند.
اینک متن وقفنامه ایشان از روی نسخۀ اصل برای آگاهی دوستداران زبان فارسی و علاقه مندان مباحث تاریخی و جغرافیایی در اینجا آورده میشود.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
وقف عام
سند شماره دفتر اسناد رسمی شماره ۲۵ حوزه ثبتی تهران
بِسمِالله الّرحمنِ الّرَحیم
هُوَالواقِفٌ. لَن مَا تَنالُو البَّر حَتّی تَنفَقُوا مِمّا تُحِبوُنَ وَ ما تُنفَقُوا مِن شَیٍء فَاِنَّ الله بِه عَلیمٌ. ۹۲ آل عمران، قرآن مجید
به تاریخ مذکور در ذیل سند، حاضر در دفتر گردید جناب آقای دکتر منوچهر ستوده فرزند خلیل به شناسنامه تهران ساکن سلمانشهر، سهراه سیسرا، کوی نارنج، باغ آخر سمت چپ، روبهروی دانشگاه آزاد اسلامی [استاد ارجمند و معلم عالیقدری که پس از طی مدارج تحصیلی تا حصول عالیترین مقطع دانشگاهی همواره در کسوت عالیجاه معلمی در مراکز علمی و دانشکدههای الهیات و ادبیات این سرزمین با فرهنگ و تمدن غنی و متعالی، عبادتگونه به خدمت مشغول بوده و تا آن زمان که وضعیت جسمی معزیالیه، به مدد شادابی و طراوت روحی متأثر از اشتیاق و شور و دلدادگیاش به اعتلای فرهنگ این مرز و بوم آریایی، اقتضاء مینمود با خلوص نیت تام و تمام و علاقه وافر و ایبسا عشق محمود و ستودنی در خدمت مراکز دانشگاهی و افاضه به دانشپژوهان عرصه ادبیات فارسی و تبیین و تحکیم تاریخ و جغرافیای این دیار کهن غایت اهتمام خویش را مصروف و عمر مبذوله را در پیرایش بوستان فرهنگ و زبان ایران زمین بهکار گرفت. کتابها و رسالهها و آثار مکتوب عدیده و پروردن دانشجویان علاقهمند، با گذران عمری با مشی و سلوک ساده و معلمی، جملگی گواهی سترگ و شاهدی صادق بر صدق این گفته است. و در این مسیر بالندگی و پویندگی، هماره چشم به پیشگامان عاشقدلی داشت که تمام هست مالی و حتی هست جسمی و روحی و فکری و قلبی خویش را جانانه و مخلصانه بر سر مقصود نهاده بودند تا با استواری، طریق پویندگی ادبیات و زبان فارسی و تاریخ و جغرافیای صحیح ایران عزیز را به رهروان صدیق هموار سازند، تا جایی که با عزت و سرفرازی جانشان به نوش شهد گوارای باروری و غنای فرهنگ و ادب فارسی و استقرار در جایگاه والا و بالندگیاش بر قلههای رفیع حقه آرام و طمأنینه خاطر یابد و با غرور و خرسندی، نام و یادشان در زمره نگاهبانان غیرتمند و عزتمند این عرصه مبارک ثبت و ضبط گردد.
دکتر ستوده، دوست دیرین و کریمالنفس و پرمنزلتش دکتر محمود افشار یزدی را از جمله همان پیشگامان عاشقدلی میدانست که تا آخرین لحظه حیات و آخرین نفس، عمده هستی مادی خود را منضم به غایت توان و استطاعت جسمی و روحی خویش، در خدمت فرهنگ این کشور نهاد و با تأسیس و پینهادن بنیاد مبارک موقوفات دکتر افشار آمال پسندیده و خیرخواهی اکمل خویش را محقق ساخت تا پیشگامی و عاشقپیشگیاش به منصه ظهور رسد و متجلی گردد. و بدینترتیب به اراده قابل تحمید و تمجید آن رادمرد فرهنگدوست و اندیشمند ایراندوست و در پی تنظیم و امضای چندین فقره وقفنامههای رسمی، منجمله به شمارههای و و دفتر ۵۵ تهران متضمن حبس و وقف دهها مورد املاک و مستغلات بهویژه در تهران و یزد، و با تعیین شورایی جهت تولیت و اداره موقوفات و بنابر شروط و قیود و الزامات خاصه در کیفیت و نحوه تمشیت امور و نیز انفاق عامالمنفعه علمی و فرهنگی و بهداشتی و … بنیاد ارجمند و مبارکی بنیان نهاده شد تا به تصریح و تأکید بنیانگذار «با فعالیت در عرصه چاپ، تصنیف و تألیف و ترجمۀ کتب و رسالاتی در خصوص لغت و دستور زبان فارسی و جغرافیای تاریخی و تاریخ صحیح و کامل ایران و تجدیدنظر عاقلانه در شعر و ادبیات فارسی، تمهید تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی فراهم گردد و با احیاء شعائر و سنن پسندیده باستانی کشور و ترویج مطالب و موارد اخلاقی و بهداشتی -با لحاظ ممنوعیت طبع و انتشار هر نوع کتاب و رساله مخل نظم اجتماع و اخلاق حسنه- موجب ترویج قسمت بیآلایش ترقی و تمدن جدید گردد. و مآلاً نتیجه عمل به شرایط و موارد وقفنامه به تقویت روح وحدت ملی و مخصوصاً کمک به تعمیم زبان فارسی در جای جای ایران آریایی بینجامد، بدان امید که با اصلاح اخلاق عمومی و امور اجتماعی، حس ایراندوستی و درستکاری و فداکاری و همکاری و عدالت اجتماعی و وظیفهشناسی در مردم ریشه بگذارد و حس خودخواهی و نادرستی و عمل یا لفاظی شخصپرستی و مجاز و مزاجگویی تضعیف گردد و سطح تمدن جدید در کشور ایران پهنتر و برتر آید و مخصوصاً عقده حقارت ملی که در اثر قرنها ترکتازی بیگانگان یا سیاستهای استعماری قرن اخیر در ملت ایران تزریق و تلقین شده برطرف گردد.»
جناب آقای دکتر منوچهر ستوده با حمد و ثنای حضرت سبحان جلّت عظمته و با اظهار به اینکه بحمدالله آرزوی آن بزرگمرد در تأسیس و تکوین چنین نهاد ارجمندی و اعتلاء و اثرگذاری حقه در عرصه فرهنگ و ادب فارسی بدانسان محقق شده که تا ابدالدهر برای ایران برقرار و ماندگار و در دل و ذهن ایرانیان به خیر و نیکی جاودان و نام و یاد مؤسس و بانی گرانمایهاش در تاریخ و صحنه فرهنگ زرین این سرزمین به یادگار خواهد ماند و با تصریح به انگیزه خود در همراهی و همرازی با زندهیاد دکتر محمود افشار در پوییدن طریق صلاح و بذل احسان و لطف بر هموطنان فرهنگدوست موطن عزیز و همخوانی و همآوایی در سرایش نغمه سبحانی انفاق و مکرمت «مِمّا تُحِبُّون» برای برتری و بلندپایگی فرهنگ و ادب و تمدن این سرزمین کهن، وفیالجمله به قصد لبیک به ندای استظهار و سرود سراسری استفاضه و استحسان آن دوست خیرخواه نیکوخصال و پاسخ به استمداد فیض و احسان آن محسن فیاض و به شوق اجابت دعوت آن فقید عالیمقام به حضور ممکنه دوستان و هموطنان در عرصه خیرات -علمی و فرهنگی و بهداشتی- و عمل به حسنات، که در جای جای متن وقفنامههای تاریخی آن مرحوم، بهویژه در سند مورد تصریح و اشاره قرار گرفته و با اذعان به نیت دیرین قلبی خویش و آمال همیشگیاش بهعنوان خدمتگزار کوچک فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی بر انجام خدمتی در خور و شایسته شأن رفیع و مرتبت والای فرهنگ و ادب فارسی و نیز جغرافیا و تاریخ غرورآفرین ایران آریایی (و البته بهقدر وسع) و ضمن اظهار اشتیاق تام و تمام از نصیب توفیق الهی بر تحقق خواستهای که سالیان دراز عطش اجرای آن را در سراچه دل برپا و بیدار داشته و نماد کامل آن را به تلویح و اشاره در متن وقفنامههای تنظیمی دوست بزرگوارش روانشاد دکتر محمود افشار- مرد ارجمندی که صیت عشق و معرفتش به فرهنگ این سرزمین را بر مأذنه رفیع ادب و فرهنگ از ناقور صدیقان ادیب و مریدان فرهنگ و زبان فارسی این دیار کهن باید شنید- یافته بود.]
برسبیل سنت حسنه انتخابی همان دوست فاضل و ارجمند و تلقی عمل صالحه وقف بهعنوان «افضل خیرات و اکمل حسنات»، در حالتی با سلامت نفس و تن و صحت مشاعر و جسمی عاری از نقصان و با اختیار و شوقی به جد در سُوَیدای دل، ضمن اشاره به سابقه تملک خویش بر ششدانگ یک قطعه زمین (اراضی جنگلی جلگهای) به مساحت نود و چهارهزار و نهصد و هشتاد و هشت مترمربع قطعه بیستوهفت پلاک شماره هشتاد و یک فرعی تفکیک شده از پلاک سیصد و هفتاد و یک اصلی (۸۱/۳۷۱) واقع در قریه گلور دهستان کلارآباد بخش دو ثبت شهسوار (تنکابن) که طبق گواهینامه شماره سرپرستی منابع طبیعی نوشهر و شهسوار ملی تشخیص و اعلام گردیده است، محدوده و مورد ثبت یک جلد سند مالکیت ۲۱۴۶ صفحه ۹ دفتر ۱۶ چاپی ۱۱۵۰۳۸/۲ صادره مورخه ۱۶/۲/۵۰ بهنام وزارت منابع طبیعی و انتقالی به واقف محترم با سند قطعی مشتمل به رهن شمارۀ دفتر اسناد رسمی شمارۀ ۲ نوشهر که در مورخۀ ۲۵/۶/۸۱ فک رهن و در مالکیت ثابته وی مستقر گردیده، اظهار نمودند:
شش دانگ عرصه و اعیان و اشجار پلاک مرقوم با کلیه ملحقات شرعیه و عرفیه بدون استثناء و بهانضمام جریانهای آب و برق و گاز جاریه و منصوبه (در صورت وجود) و کلیه اسباب و اثاثیه موجود در مستحدثۀ آن را وقف مؤبد شرعی و حبس مخلد قانونی نمودم تا از عواید مورد وقف الیالابد برای منظورهای فرهنگی مصرح در وقفنامه و ایضاً و عیناً برای همان مقاصد متعالیه و اهداف فرهنگی و علمی و بهداشتی و پرورشی موقوفات دکتر محمودافشار که فوقاً –بهتلویح- به فلسفه تشکیل و مبانی تأسیس این نهاد مبارک اشاره شده و در سند وقف اولیۀ شماره (منضم به دو فقره وقفنامههای پیرو و دفتر ۵۵ تهران درج و احصاء گردیده (خصوصاً مواد ۲۵ و ۳۷)، صرف و هزینه گردد.
تولیت و اداره این موقوفه، مادامالحیات اینجانب منوچهر ستوده با پراخت کلیه مخارج مربوط به باغ از هر حیث، برعهده خودم خواهد بود، به قید عدم لزوم مباشرت و با حق انتخاب وکیل و نماینده و یا همکار -ترجیحاً با جلب نظر مشورتی هیئت مدیره موقوفات دکتر افشار- و با پرداخت حقوق و دستمزد از عوائد موقوفه و با حق انصراف از حق تولیت انحصاری خود (واقف) و واگذاری امر تولیت به شورای محترم تولیت موقوفه افشار ولو در زمان حیات واقف و میزان حقالتولیه در این دوره به قرار بیست درصد (۲۰%) کل عواید این موقوفه خواهد بود. و آنگاه که روی در نقاب خاک کشیدم، شورای معظم تولیت موقوفات دکتر افشار بلافاصله تولیت را برعهده خواهد داشت.
نحوه اقدام شورا و اعمال تولیت و نیز اداره و تمشیت امور اجرایی موقوفه در تمامی جهات و موارد ایضاً و عیناً به همان کیفیتی خواهد بود که در مواد ۲ لغایت ۴۶ و تبصرههای مربوطه در وقفنامه از سوی مرحوم دکتر افشار بهعنوان یک دستورالعمل بنیادی و اجرایی درج و احصاء گردیده و فیالحقیقه موضوع سند وقف حاضر از منضمات موارد احصایی در ماده ۱۹ وقفنامه و به منظور ازدیاد عواید موقوفات دکتر محمود افشار و بالنتیجه بسط و گسترش حیطه فعالیتهای خداپسندانه این نهاد مبارک در عرصه فرهنگ و ادب فارسی و انشاءالله در امور بهداشتی و فرهنگی خصوصاً برای دانشمندان و دانشگاهیان است؛ و تنها چند تذکر -در کمال خضوع و از سر تمنا- دارم:
۱) بر تحقیق و اجرای مواد ۲۴ و ۳۶ و ۳۷ تأکید و علاقه خاص دارم و متمنی بذل اهتمام خاصه شورای محترم تولیت و سرپرست عالی و هیئت محترم مدیره میباشم و هرگونه مساعدت به مؤسسات مذکوره مایه ابتهاج و خرسندی است تا شاید با ایجاد تأسیساتی باشکوه و مدرن و عالی بهویژه برای نوجوانان و جوانان، این موقوفه -علاوهبر جذبه پررونق برای دانشگاهیان و فرهیختگان- پناهگاه شایسته فرهنگی برای جوانان و جایگاه تعالیبخش خودباوری و سدّی در برابر هرگونه تهاجم و اعمال غیرفرهنگی و نابخردی باشد.
۲) بهنظر میرسد فصل چهارم وقفنامه مزبور و مواد ۳۲ و ۳۳ متأثر از علقه عاطفی و روحی مرحوم دکتر افشار بوده و اینجانب هیچ علاقه و تأکیدی بر اولویت و تقدم انجام آن ندارم.
۳) اجرای مفاد ماده ۳۴ و اعطای جائزه به دانشمندان و شعرا و نویسندگان را بسیار بجا و مناسب و لازم میدانم و امیدوارم که با اهتمام و توجه بیشتری پیگیری شود.
۴) در مورد رقبه موقوفۀ سند حاضر -با امید به امکان ابتیاع و انضمام رقبات و مستغلات دیگر- انتظار هست برای ماندگاری نام و یاد روانشاد دکتر محمود افشار، آن بزرگمرد نیکسگال و خیراندیش و نیز جلب دعاگویی و طلب مغفرت برای این حقیر، اقدامی مقتضی و درخور از سوی شورای محترم تولیت و مدیریت موقوفه، مناسب تذکره برای پایندگی نام و یاد معمول گردد.
۵) حالیه بنابه مقتضیات قانون در مورد اینکه اینگونه اراضی، با کشت و زرع و فروش محصولات به استیفای عوائد از موقوفه حاضر مبادرت میشود، لیکن هرگاه مقررات جاریه مملکتی اقتضاء نماید، در راستای بهرهوری و استیفای هرچه فزونتر از این موقوفه و البته بنابر صلاحدید و تصویب متولی یا شورای محترم تولیت (بهنحوی که در ماده ۱۸ وقفنامه استنادی تصریح شده است)، ایجاد مستحدثات و عمارات اعم از مسکونی و اداری و تجاری و یا خدماتی و بهویژه در مورد فعالیتهای فرهنگی ولو از طریق استفاده از تسهیلات بانکی و غیره، ممکن گردد در استفاده از عرصه و اعیان و مستحدثات این موقوفه، دانشگاهیان و فرهنگیان همواره از امتیاز خاصه برخوردار خواهند بود.
۶) کمک به مؤسسات فرهنگی و بهداشتی عامالمنفعه و غیرانتفاعی -علاوهبر اهداف بنیادی موقوفات دکتر افشار- از مواردی است که هم مدنظر مرحوم دکترافشار بوده (ماده ۲۴ وقفنامه) و هم اینجانب علاقه و اشتیاق خاصی بر مساعدت به این نوع مؤسسات و صرف بخشی از عوائد در این راه خیر عامالمنفعه دارم، لذا به شرط عدم مغایرت با منظور و هدف موقوفات افشار، متولی (واقف) و شورای تولیت (پس از حیات واقف) میتواند حداکثر تا بیست درصد (۲۰%) از عوائد خالص در این موقوفه را در این راه مصروف و الباقی در جهت اهداف بنیادی موقوفه صرف میگردد.
انجام همۀ این موارد و در همۀ احوال بنابه اقتضای زمان در هر عصر و دورهای و مصرحاً برحسب تشخیص و صلاحدید شورای محترم تولیت وقت و صرفاً به منظور بهرهوری هرچه بیشتر و جلب منافع و عوائد فزونتر است تا انشاءالله برای پیشبرد اهداف موقوفات دکتر محمود افشار بهکار گرفته شود و در چاپ کتابهایی که مربوط به سرزمین ماوراءالنهر و قلمرو فرهنگ ایرانی است تأکید دارم و کتبی که از محل درآمد موقوفه اینجانب به چاپ خواهد رسید با نام گنجینه بخششی منوچهر ستوده انتشار یابد. فمن بدله بعد ماسمعه فانما اثمه علیالذین یبدلونه انالله سمیع علیم (۱۸۱، بقره، قرآن مجید)
صیغه صحیحه شرعیه وقف، ایجاباً و قبولاً، به جمیع مراتب و شرایط و موارد مندرج در این سند (و وقفنامه استنادی دفتر ۵۵ تهران) جاری گردید. با توجه به نوع وقف که بر مصالح عامه است، واقف محترم که خود متولی است به قبض وقف مبادرت نموده، فلذا با تأکید بر انجام تحویل و تحول و قبض و اقباض معموله، مالکیت واقف محترم بر مال موقوفه الیالابد زائل و به تصرف وقف داده شد، مضافاً به اینکه اداره محترم اوقاف و امور خیریه (شمیران) طی نامه شماره ۸۵۲۷/۱/الف- ۲۸/۸/۸۲ موافقت و قبولی خود را اعلام و آقای سیدحمید میرمسعودی لنگرودی فرزند سیدصادق به شناسنامه لنگرود ساکن تهران، تجریش -فناخسرو، پلاک ۳۵، اداره اوقاف شمیران- بهنمایندگی ذیل سند و ثبت مربوطه را امضاء مینماید.
مستندات تنظیم این سند، اعلامیه ثبت تنکابن، گواهی مالیاتی ۵۰۰۹- ۲۰/۲/۸۲ و ۲۱۴۳۱- ۱۲/۸/۸۲ دارایی عباسآباد، گواهی ۲۵۶۰- ۲۲/۲/۸۲ کشاورزی تنکابن تمدیدی لغایت ۱۰/۱۰/۸۲، گواهی ۸۷/۴۴۶ ۴۵/۱۸الف- ۱۴/۸/۸۲ منابع طبیعی نوشهر و نامه شماره ۸۵۲۷- ۲۸/۸/۸۲ اداره اوقاف شمیران میباشد.
شماره اوراق مصرفی این سند و و سری الف/ ۸۲ میباشد. قبض هزینه بانکی به شماره ۶۹۶۵۲۵ به بانک ملی پردیس ونک واریز، و قبض رسمی حقالتحریر و بهای اوراق شماره ۵۳۴۵۴۲ بهمبلغ ۳۰۵۶۵۰ ریال صادر و تسلیم گردید.
بالاقرار منافع ملک قبلاً به کسی واگذار نشده است. معهذا به سائقه احتیاط مینگارد که در صورت وجود محتمل هرگونه حقوق مقرره، به هر نحو و کیفیت، برای غیر، موقوفه در مقام جانشینی مالک و واقف، ملزم خواهد بود. توضیحاً محل مورد وقف، به نشانی واقف (صدرالذکر) است.
به تاریخ هشتم آذرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و دو شمسی برابر چهارم شوال یکهزار و چهارصد و بیست و چهار قمری و معادل بیستونهم نوامبر دوهزار و سه میلادی.
(محل امضای واقف و نماینده اوقاف)
شورای تولیت
شورای تولیت طبق وقفنامۀ اول متشکل از پنج عضو مقامی و چهار عضو منصوص و دو منسوب است:
پنج نفر صاحبان مقام رسمی شامل رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر آموزش و پرورش، وزیر بهداری، رئیس دانشگاه تهران که متولیان مقامی نامیده میشوند؛ چهار نفر از دوستان واقف که ایشان سه نفر از آنان را در وقفنامۀ اول معین کرده بودند عبارتند از جناب آقای حبیبالله آموزگار (وزیر سابق فرهنگ)، جناب آقای اللهیار صالح (وزیر سابق دارایی و دادگستری و کشور) و جناب آقای دکتر محمدعلی هدایتی (وزیر سابق دادگستری) و جناب آقای بهروز افشار (وکیل پایۀ یک دادگستری) که درسال ۱۳۴۸ معین شده بودند و دو نفراز فرزندان واقف برای مدت عمر؛ آقای ایرج افشار مطابق وقفنامۀ اول و آقای نادر افشار مطابق وقفنامۀ چهارم توسط واقف معین شدهاند.
پس از درگذشت واقف در سال ۱۳۶۲ امور تولیت و ادارۀ امور موقوفات بر عهدۀ متولیان قرارگرفت. اولین جلسۀ شورای تولیت در تاریخ ۱۳۶۳/۲/۳ بهدعوت مرحوم ایرج افشار بهعنوان سرپرست عالی و بازرس اول تشکیل شد.
در اولین جلسۀ شورای تولیت اعضای حاضر عبارت بودند از دکتر منافی (وزیر بهداری)، محمدرضا اعتمادیان (سرپرست سازمان اوقاف)، ایرج افشار (متولی منسوب)، بهروز افشار (متولی منصوص)، مصطفی بلورچی (مدیر کل اوقاف تهران)، آقای امیدیان (رئیس اوقاف شمیران)، دکتر حبیبی (نمایندۀ ریاست دانشگاه تهران)، دکتر شیخالاسلامی (نمایندۀ آموزش و پرورش) و آقای یزدی (نمایندۀ ریاست مجلس شورای اسلامی).

رئیس مجلس

رئیس دیوان عالی کشور

وزیر فرهنگ (وزیر آموزش و پرورش)

وزیر بهداری (وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی)

رئیس دانشگاه تهران

دکتر سید مصطفی محققداماد (رئیس شورا)
دکتر سید مصطفی محققداماد (رئیس شورا)
دکتر سید مصطفی محقّقداماد (متولد ۱۳۲۴)
عضو و رئیس شورای تولیت و هیئتمدیره و عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
مجتهد، حقوقدان، فلسفهدان و استاد حوزه و دانشگاه
آیتالله دکتر سید مصطفی محقّقداماد، فرزند آیتالله سید محمد محقّقداماد و نوۀ دختری حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزۀ علمیۀ قم)، است. او در سال ۱۳۲۴ در قم متولد شد. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی، وارد حوزۀ علمیۀ قم شد و به تحصیل پرداخت تا آن که در ۱۳۴۸، به کسب درجۀ اجتهاد از علماء و مراجع وقت نائل آمد. همزمان تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران پی گرفت و در حقوق و فلسفۀ اسلامی موفق به اخذ لیسانس و فوقلیسانس از آنجا شد. سرانجام در ۱۳۷۵، با دفاع از پایاننامۀ خود از دانشگاه فرانسویزبان بلژیک، در رشتۀ حقوق بینالملل، با درجۀ ممتاز مدرک دکتری گرفت. ایشان از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ با پایۀ ۱۱ قضایی، ریاست سازمان بازرسی کل کشور را عهدهدار بود و در آن سال استعفا کرد. دکتر محقّقداماد هماکنون با درجۀ استاد در دانشگاه شهید بهشتی به تدریس در رشتههای فقه و حقوق و فلسفۀ اسلامی اشتغال دارد. افزون بر آن عهدهدار چند سمت علمی و فرهنگی است. آثار متعددی در زمینۀ فقه و حقوق اسلامی از ایشان در دست است که هریک بارها به چاپ رسیده است.
دکتر محققداماد در سیامین جلسۀ شورای تولیت بهتاریخ ۱۳۷۳/۸/۱۵ با حضور زندهیادان یحیی مهدوی، جواد شیخالاسلامی و بهروز افشار (متولیان منصوص)، شادروانان ایرج افشار و نادر افشار (متولیان منسوب)، و متولیان مقامی، به ریاست هیئتمدیرۀ بنیاد موقوفات برگزیده شدند.

دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی (جانشین: دکتر محمد اسلامی – بازرس)
دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی (جانشین: دکتر محمد اسلامی – بازرس)
دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی (متولد ۱۳۱۸)
عضو شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
شاعر، پژوهشگر، مصحح، نویسنده و استاد دانشگاه
محمدرضا شفیعیکدکنی، در کدکن از توابع تربت حیدریه در استان خراسان رضوی دیده به جهان گشود. دورۀ مقدماتی و سطح را نزد پدر خود (که روحانی بود) و ادیب نیشابوری و آیتالله شیخ هاشم قزوینی فراگرفت. سطح خارج فقه و اصول را نزد آیتالله میلانی خواند. سپس از دانشگاه فردوسی مشهد لیسانس زبان و ادبیات فارسی گرفت و دکترای خود را در همان رشته از دانشگاه تهران اخذ کرد. او از سال ۱۳۴۸ در دانشگاه تهران، به تدریس اشتغال یافت. تحقیقات دکتر شفیعیکدکنی نمونۀ اعلای پژوهشهای علمی است. او از سال ۱۳۶۰ به پژوهش در تاریخ تصوف با رویکرد تصحیح متون ادبیات عرفانی روی آورد. تخلص وی در شعر «سرشک» است. ایشان آثار علمی متعددی به صورت تألیف، تصحیح و تعلیقهنویسی، ترجمه و نیز چندین مجموعۀ دفتر شعر را در کارنامۀ غنی خود دارد.
دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی در تاریخ ۱۳۷۸/۱۲/۴ به عضویت شورای تولیت درآمد و در ۱۳۸۲/۱۲/۱۹ جانشین زندهیاد اصغر مهدوی شد.

ساسان دکتر افشار
ساسان دکتر افشار
عضو شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
ساسان دکتر افشار فرزند دکتر محمود افشار، در یکم شهریور سال ۱۳۲۱ به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در سوئیس و تحصیلات متوسطه را در فرانسه گذراند. آنگاه وارد دانشگاه مطالعات سیاسی شد و در رشتۀ حقوق بینالملل مدرک لیسانس دریافت کرد. او پس از نادر دکترافشار در ۱۳۷۸/۱۲/۴ از سوی شورای تولیت و به عنوان فرزند واقف، به سمت تولیت منصوص منسوب برگزیده شد و مدتی نیز عهدهدار سمت بازرسی آن بنیاد بود.

آرش افشار (بازرس)
آرش افشار (بازرس)
فرزند زندهیاد ایرج افشار در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۴ جانشین ایشان شد.

دکتر جواد شیخالاسلامی
دکتر جواد شیخالاسلامی
دکتر جواد شیخالاسلامی (۱۳۰۲-۱۳۷۹)
عضو فقید شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
نویسنده، مترجم، مورخ و استاد دانشگاه
فرزند میرزا ابوالفضل زنجانی. تحصیلات دبیرستانی را در مدرسۀ البرز گذراند و سپس برای ادامۀ تحصیل به انگلستان سفر کرد. پس از چندی برای تحصیل و تحقیق در رشتۀ تاریخ علوم سیاسی به دانشگاه هایدلبرگ آلمان رفت و با دفاع از رسالۀ خود به نام تئوریهای انقلابهای ملی نهضت مشروطیت مدرک دکتری گرفت. در بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۳ با سمت مشاور در وزارت علوم و آموزش عالی مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۰ تدریس در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی را آغاز کرد و از سال ۱۳۶۲ به سمت جانشینی دکتر محمدعلی هدایتی در شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزیده شد. تألیفات او مشتمل بر چند جلد تحقیق و ترجمه است. او در دورۀ تحصیل در هایدلبرگ مقالاتی در مجلات فارسی سخن، یغما و راهنمای کتاب منتشر ساخت. جز این، مقالاتی نیز از وی به زبان انگلیسی در دایرهالمعارف بریتانیکا به چاپ رسیده که همگی مربوط به تاریخ سیاسی ایران است.

دکتر اصغر مهدوی
دکتر اصغر مهدوی
دکتر اصغر مهدوی (۱۲۹۳-۱۳۸۳)
عضو فقید شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
استاد اقتصاد و حقوق، محقق و نسخهشناس
اصغر مهدوی، فرزند حاج محمدحسین امینالضرب مهدوی (از بازرگانان متنفذ عصر قاجار) و خدیجهخانم (دختر مستشارالوزراء) بود. در سال ۱۳۱۲، از دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و در ۱۳۱۵، برای تحصیل در رشتۀ ادبیات به دانشسرای عالی رفت. سپس عازم فرانسه شد و در ۱۳۱۸ دکتری حقوق عمومی از دانشگاه پاریس و در ۱۳۲۱ دکتری اقتصاد از دانشگاه سوربن گرفت. پس از بازگشت به ایران در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. مهدوی پس از عمری پربار که صرف تدریس، تحقیق، تألیف، تصحیح، ترجمه و گردآوری متون خطی کرد، در ۲۲ شهریور ۱۳۸۳، دار فانی را وداع گفت. آثار ارزندهای از جمله تصحیح سیرت رسول الله از وی به جای ماندهاست.

سید محمود دعایی
سید محمود دعایی
سید محمود دعایی (۱۳۲۰-۱۴۰۱ )
عضو شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
سرپرست مؤسسۀ اطلاعات
سید محمود دعایی، فرزند سید محمد، در ۳۰ فروردین ۱۳۲۰ در یزد به دنیا آمد. در ۴ سالگی به همراه مادر، به کرمان رفت. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، وارد حوزه معصومیه کرمان شد. سپس به حوزه علمیه قم رفت و تحصیلات حوزوی را تا سطوح عالیه ادامه داد. در سال ۱۳۴۶ به دلیل مبارزات و فعالیت های سیاسی، تحت تعقیب رژیم شاه قرار گرفت و به عراق مهاجرت کرد. در آنجا تحصیل علوم دینی را از سر گرفت و همچنان به مبارزات انقلابی خود ادامه داد.
در اوائل سال ۱۳۵۸ به عنوان سفیر ایران به عراق رفت و در اواخر همان سال به ایران بازگشت. او در اردیبهشت سال ۱۳۵۹ به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد و تا پایان عمر نیز این سمت را بر عهده داشت.
ایشان پس از انقلاب، در شش دوره به نمایندگی مجلس شورای اسلامی رسید و از اعضای مجمع روحانیون مبارز بود.
سید محمد دعایی از سال ۱۳۹۴ به عنوان جانشین مهربانو دکترافشار به عضویت شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درآمد.

دکتر علیمحمد میر (جانشین: دکتر احمد میر)
دکتر علیمحمد میر (جانشین: دکتر احمد میر)
دکتر علیمحمد میر (متولد ۱۳۰۲)
عضو شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
استاد دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران
فرزند دکتر یوسف میر ایراونی. پس از اتمام مدرسه وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. با پایانیافتن جنگ جهانی دوم برای تحصیل پزشکی به سوئیس رفت و در بازگشت به دانشیارى دانشکدۀ پزشکى رسید و سالها در بیمارستان هزار تختخوابى به درمان بیماران پرداخت. دکتر میر از پایهگذاران بیمارستان جم است و از سال ۱۳۵۹ طبابت در آن بیمارستان را آغاز کرد. او به همراه برادر خود کتابی در زمینه جراحی استخوان نوشت که از سوی انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسید.
دکتر علیمحمد میر در نخستین جلسۀ شورای تولیت در سال ۱۳۶۳، به معرفی دکتر جمشید آموزگار به عضویت شورای تولیت درآمد.

محمدعلی هدایتی
محمدعلی هدایتی
دکتر محمدعلی هدایتی (۱۲۹۳- ۱۳۶۵)
عضو فقید شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
دولتمرد، نویسنده و استاد دانشگاه
سید محمدعلی هدایتی، فرزند حاج سید احمد، در سال ۱۲۹۲ در تهران به دنیا آمد. پس از به پایان رساندن دورۀ ابتدایی و متوسطه، وارد مدرسۀ عالی حقوق و علوم سیاسی شد و مدرک لیسانس گرفت. سپس به استخدام وزارت دادگستری درآمد. پس از مدتی برای ادامۀ تحصیل به سوئیس رفت و در ۱۳۱۷ موفق به اخذ دکترای دولتی حقوق کیفری از دانشکدۀ ژنو شد. او در همین سال، دیپلم عالی جرمشناسی را از مدرسۀ عالی جرمشناسی پاریس دریافت کرد.
دکتر هدایتی در سال ۱۳۱۹ به ایران بازگشت و به عنوان دانشیار به استخدام دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران درآمد و به رتبۀ استادی رسید. او بعدها به معاونت و سپس ریاست دانشکدۀ حقوق رسید. مدتی ریاست وزارت دادگستری را نیز بر عهده داشت. او از اعضای پیوستۀ کمیسیون تدوین قانون آیین دادرسی کیفری بود و در بسیاری از کنفرانسهای بینالمللی نمایندگی ایران را داشت. از وی چندین اثر تحقیقی و تألیفی بر جای مانده است.
دکتر هدایتی، در بیست و نهم آذرماه ۱۳۶۵ در سوئیس درگذشت. پیکرش در آستانۀ حضرت عبدالعظیم شهر ری تهران به خاک سپرده شده است.

منوچهر مرتضوی
منوچهر مرتضوی
دکتر منوچهر مرتضوی (۱۳۰۸-۱۳۸۹)
عضو فقید شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
حافظشناس، ادیب، پژوهشگر، نویسنده و استاد زبان و ادبیات فارسی
منوچهر مرتضوی در اول تیرماه سال ۱۳۰۸ در تبریز متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی و زیر نظر استادانی چون بدیعالزمان فروزانفر، ملکالشعراء بهار، سعید نفیسی، ابراهیم پورداود و محمدتقی مدرس رضوی در دانشگاه تهران گذراند و در سال ۱۳۳۷ با دفاع از رسالۀ دکتری خود با موضوع «اوضاع ادبی آذربایجان در عصر ایلخانان» به راهنمایی بدیعالزمان فروزانفر به درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی نایل آمد. او از سال ۱۳۳۷ تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز را آغاز کرد، و سالها ریاست دانشکده ادبیات آن دانشگاه را به عهده داشت. در سال ۱۳۵۶ به ریاست دانشگاه تبریز رسید، اما پس از انقلاب اسلامی خانهنشین شد.
حافظپژوهی از برجستهترین عرصههای مطالعاتی دکتر مرتضوی است. او ابتدا بخشهایی از تحقیقات خود درباره حافظ را با عنوان جام جم یا تحقیق در دیوان حافظ در سال ۱۳۳۴ به چاپ رسانید و مدتی بعد با انتشار کتاب مکتب حافظ یا مقدمه بر حافظشناسی را منتشر کرد، دریچه تازهای را به روی دوستداران شعر حافظ و حافظپژوهان گشود.
از دیگر زمینههای پژوهشی دکتر مرتضوی، مطالعات گسترده وی در زمینه زبان دیرین آذربایجان است که ابتدا به صورت رشته مقالات در دانشکده تبریز منتشر میشد و بعدها به درخواست دکتر محمود افشار با همین نام، در جامه کتابی مستقل به چاپ رسید.
دکتر مرتضوی به پشنهاد دکتر یحیی مهدوی در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۵ به عضویت تولیت منصوص موقوفات دکتر محمود افشار درآمد و تا تاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۱۴ این سمت را بر عهده داشت.
دکتر منوچهر مرتضوی صبح روز چهارشنبه نهم تیر ۱۳۸۹ در ۸۱ سالگی در تبریز درگذشت و در همانجا نیز به خاک سپرده شد.

اللهیار صالح
اللهیار صالح
اللهیار صالح (۱۳۶۰-۱۲۷۶)
عضو فقید شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
وزیر، سفیر، نمایندۀ مجلس شورای ملی و از رهبران جبهۀ ملی ایران
در ۲۷ اردیبهشت ۱۲۷۶ در آران و بیدگل به دنیا آمد. پدرش میرزا حسنخان مبصرالممالک نایبالحکومۀ آران، بیدگل و نوش آباد بود. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی برای ادامۀ تحصیل به کالج آمریکاییها (دبیرستان البرز) رفت. مدتی در سفارت آمریکا سمت منشیگری و مترجمی داشت. سپس به درخواست علیاکبر داور ابتدا به وزارت عدلیه و سپس به وزارت مالیه منتقل شد. او در این دو وزارتخانه به چندین سمت مهم منصوب شد. او نمایندگی ایران را در چندین شورای بینالمللی بر عهده داشت و به معاونت وزارت مالیه نیز رسید و تا سال ۱۳۱۹ در این سمت باقی بود.
صالح در کابینههای قوامالسلطنه و علی سهیلی به وزارت دارایی منصوب شد و در کابینۀ دوم ساعد و کابینۀ ابراهیم حکیمی سمت وزارت دادگستری را عهدهدار بود. او در سال ۱۳۲۳ به عضویت هیئت انجمن مؤسسان انجمن آثار ملی درآمد.
صالح در سال ۱۳۲۸ به جبهۀ ملی پیوست و در انتخابات مجلس شانزدهم و بیستم از طرف مردم کاشان به نمایندگی انتخاب گردید و از جمله یاران و همکاران نزدیک مصدق شد. او در سال ۱۳۳۰ در کابینۀ دکتر مصدق وزیر کشور شد و در شهریور ۱۳۳۱ از طرف مصدق به عنوان سفیر به آمریکا رفت.
صالح بعد از کودتای ۲۸ مرداد چند سالی در انزوا بود، تا اینکه در دورۀ بیستم مجلس شورای ملی در سال ۱۳۳۹ با عضویت در «جبهه ملی دوم» از طرف مردم کاشان به نمایندگی انتخاب شد. البته پس از انحلال مجلس در ۱۳۴۰ همراه با چند تن از سران جبهه ملی به زندان افتاد.
صالح در اردیبهشت ۱۳۴۳ به دلیل اختلاف با نظرات دکتر مصدق استعفا کرد و از این تاریخ به بعد از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری نمود.
او به شعر و ادب و فرهنگ ایرانی عشق میورزید و مقالاتی را در مجلۀ آینده به چاپ رسانید. سوابق او در ایراندوستی و خدمت به فرهنگ و ادب ایرانی سبب شد تا از سوی دکتر محمود افشار به عضویت شورای تولیت بنیاد دکتر محمود افشار درآید. او از ۱۳۳۷/۱۰/۹ تا ۱۳۶۰/۱/۱۲ عضو شورای تولیت بود و در ۱۳۴۳/۲/۲۸ دکتر مهدی آذر را بهجانشینی خود در شورای تولیت معرفی کرد. صالح در ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۶۰ درگذشت.

مهربانو دکتر افشار
مهربانو دکتر افشار
مهربانو دکترافشار (۱۳۱۶-۱۳۹۴)
دبیر هیئترئیسۀ شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
مهربانو دکتر افشار، فرزند دکتر محمود افشار، در ۱۳۷۷/۱۲/۲۰ به معرفی بهروز افشار، با سمت متولی منصوص منسوب به عضویت شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درآمد. او در چهارم اسفند ۱۳۷۸ به سمت بازرسی آن بنیاد برگزیده شد و از سال ۱۳۷۹ تا سال ۱۳۹۳ دبیری هیئترئیسۀ شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار را نیز بر عهده داشت. وی در ۱۲ مهرماه سال ۱۳۹۴ درگذشت.

ایرج افشار (سرپرست عالی و بازرس)
ایرج افشار (سرپرست عالی و بازرس)
استاد ایرج افشار (۱۳۰۴- ۱۳۸۹)
عضو فقید شورای تولیت و بازرس و سرپرست عالی و عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
ایرانپژوه، کتابشناس و از پژوهشگران و نویسندگان نامی معاصر ایران
ایرج افشار، فرزند دکتر محمود افشار یزدی، در تهران متولد شد و در مدرسههای شاهپور و فیروزبهرام تحصیل کرد. در سال ۱۳۲۸ از دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی فارغ التحصیل شد. در ۱۳۳۵ به فرانسه رفت و در دورهای آموزشی که یونسکو بانی آن بود، با علم کتابشناسی جدید آشنا شد. گسترۀ پهناوری از فعالیتها، از جمله سردبیری چند نشریۀ فرهنگی و همکاری با آنها، کتابداری، فهرستنگاری، نسخهشناسی، تدریس دانشگاهی، مطالعات ایرانشناسی، قاجارپژوهی، مدیریت انتشارات، همکاری در سطوح مختلف با نهادهای متعدد پژوهشی و ایرانشناسی و کتابخانهها و مراکز نسخههای خطی، از عرصههای تکاپوی فرهنگی- پژوهشی او بود که حاصل آن کارنامهای غنی قریب به ۳۰۰ کتاب و چند هزار مقاله و یادداشت را شامل میشود. علاوه بر آنها شماری از آثار وی همچنان در دست انتشار است. فهرست کتابها و مقالات ایشان در سه جلد مفصل توسط انتشارات خانۀ کتاب در سال ۱۳۹۶ منتشر شده است. ایرج افشار در ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ در تهران درگذشت و پیکرش در مقبرۀ خانوادگی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

حبیبالله آموزگار
حبیبالله آموزگار
حبیبالله آموزگار (۱۳۵۹-۱۲۶۹)
عضو فقید شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی
دولتمرد و نویسنده
حبیبالله آموزگار در سال ۱۲۶۹ در اصطهبانات فارس زاده شد. در نوجوانی برای تحصیل علوم دینى به شیراز رفت و مقدمات فقه، اصول و فلسفه را در آنجا آموخت. در سال ۱۲۹۰ به تهران آمد و مدتی با تدریس و ترجمه روزگار میگذرانید. در ۱۲۹۷ به ریاست مدرسۀ ادب رسید و پس از ۶ سال از سوی محتشمالسلطنه، وزیر معارف وقت، به ریاست معارف فارس منصوب شد. مدتی به وزارت دادگستری منتقل شد. در سال ۱۳۱۰ مجدداً به عنوان بازرس قضایى به دیوان کشور دعوت گردید. در کابینۀ حسین علا در ۱۳۲۹، مدت کوتاهی وزیر فرهنگ بود. در دورۀ دوم و سوم مجلس سنا به عنوان سناتور انتصابى از شیراز به نمایندگى رسید و همچنین سردبیرى و دبیرى چندین نشریه از جمله اطلاعات آفتاب، صداى ایران، رهنما، علم و اخلاق، جهان آینده و دموکرات ایران را بر عهده داشت. از وی چند تألیف بر جای مانده که فرهنگ آموزگار یکی از آنهاست.

مهدی آذر
مهدی آذر
دکتر مهدی آذر (۱۲۸۵-۱۳۷۳)
عضو فقید شورای تولیت
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
دولتمرد و پزشک
مهدی آذر فرزند میرزا علیآقا مجتهد تبریزی، در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مشهد، در حوزۀ درس ادیب نیشابوری گذرانید. آنگاه به تهران آمد و در مدرسۀ عالی طب دارالفنون مشغول به تحصیل شد. سپس برای ادامۀ تحصیل پزشکی عازم پاریس شد و در سال ۱۳۱۳ در گرایش بیماریهای داخلی از دانشگاه پاریس تخصص گرفت. در بازگشت به ایران مسئولیتهایی را در بیمارستانهای مختلف بر عهده داشت تا اینکه در سال ۱۳۲۸ استاد دانشکدۀ پزشکی شد. او پایهگذار رشتۀ طب داخلی در ایران بهشمار میآید.
آذر در دورۀ نخستوزیری محمد مصدق در سال ۱۳۳۱ به مقام وزارت فرهنگ منصوب شد و تا پایان دورۀ مصدق مقام خود را حفظ کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ او هم دستگیر و زندانی شد و در ۲۷ دی همانسال از زندان آزاد شد. در ۱ بهمن ۱۳۴۰ نیز به دنبال ناآرامیهای دانشگاهها مدتی بازداشت شد.
دکتر آذر از اعضای هیئت مؤسس جبهۀ ملی دوم بود و در کنگرۀ جبهۀ ملی در سال ۱۳۴۱ از سوی شرکتکنندگان به سمت نایب اول کنگره انتخاب شد. او در دورۀ چهارم فعالیت جبهۀ ملی نیز پس از مدتها گام به عرصۀ سیاست نهاد و به عضویت هیئت اجرایی درآمد. تأسیس نشریۀ پیام جبهۀ ملی ایران از دیگر فعالیتهای سیاسی او بود.
دکتر آذر پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی در آمریکا به سر برد و در بهار ۱۳۷۳ در شیکاگو درگذشت.